طناب را بردار

طناب را بردار

این دور و برها طنابی هست که می توان با آن یک پندار زشت را به یک ستون محکم بست و برای همیشه از شر آن خلاص شد .

همین نزدیکی ها ستونی هست که همیشه منتظر می ماند تا تو گامی پیش نهی و با طنابی که همراه خود داری یک اندیشه نا امید را به او ببندی و از شر آن فکر مزاحم برای همیشه رهایی یابی .

درست همین الان و همین جا یک تصور با طل وجود دارد که نگران است مبادا تو روزی به خود آیی و طناب و ستون را ببینی و به سراغ او بروی .

همه منتظرند تا تو اقدامی کنی ! پس چرا معطلی ! ؟ طناب را بردار !